السيد الطباطبائي
426
نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى )
پيش تر با ادلّ واضح و مبيّن ، در شماره هاى مختلف از اين مباحث روشن شد كه اساساً خداوند نه اسم دارد و نه صفت . و از بيان امام معصوم ديديم كه « اسمائه تعبيرٌ » : اسم ها اعتبارى هستند تا بندگان بتوانند با خداوند رابطه برقرار كنند ، و به دليل عجز بشر اعتبار شده اند . و هم آن بحث ها بر سر الفاظ اسماء نيست ، بر سر معانى الفاظ است . طباطبائى ( ره ) در اين سخنش ، معانى الفاظ را موجودات و اشيائى مىداند كه به دنبال وجود خدا موجود شده اند . و اين بينش محى الدين را تداعى مىكند كه براى خداوند چارت ادارى درست مىكند و هر اسم را يك خدا مىداند كه هر كدام با همكاران و كارمندان شان بخشى از جهان را اداره مى كنند . و هم خدايان اين وزارت خانه ها و معاونت ها با كارمندان شان زير نظر « الله » كار مى كنند ، و به نظر او فرق ميان اين صدها خدا با « الله » فقط در تأخّر است « 1 » . و اين حديث جعلى ملعون بن ملعون ، واقف بن واقف ، رجل سوء و كذّاب نيز بهان برخى ها شده است .
--> ( 1 ) - رجوع كنيد : محى الدين در آئينه فصوص ، ج 1 ص 663 تا 667 . و نيز ج دوم ص 367 .